تو که می پرسی :
چرا ؟؟؟
.............
دنیایم
کوچک تر شده است
ایام هم
سخت تر شده است
جویا حالم اگر باشی
شور پرواز دارم
اما بالها یم
بسته تر شده است
امروز خوب و خوبم
ولی .....
تو باور نکن !
عین دیروزمانم
۱۴/۱۰/۹۰
|
تو که می پرسی :
چرا ؟؟؟
.............
دنیایم
کوچک تر شده است
ایام هم
سخت تر شده است
جویا حالم اگر باشی
شور پرواز دارم
اما بالها یم
بسته تر شده است
امروز خوب و خوبم
ولی .....
تو باور نکن !
عین دیروزمانم
۱۴/۱۰/۹۰ + نوشته شده توسط رامین شیروی در چهارشنبه چهاردهم دی 1390 و ساعت
12:35 |
مدت هاست حالم خراب است هنوز
تمام دنیایم ، قرص و کپسول است هنوز
کنار دست من پر از دواست هنوز
صبح ، ظهر ، شب ....
هشت و شش ساعته ها هستند
حالم ولی ، باز هم خوش نیست هنوز
گلویم خسته از حرفهایم شده !
به من خون دل نشان میدهد ، هنوز
درد های سرم ، لالایی مادری شده
دستی به محبت نکشید ، ولی دلم تنگش است هنوز
نگاه منتظرم به در است
کنار تختم صدای پایی بیاید هنوز
برای رفتن عمریست کوله بار بسته ام
گویی او هم مریض نمیخواهد هنوز
۹۰/۱۰/۴
+ نوشته شده توسط رامین شیروی در یکشنبه چهارم دی 1390 و ساعت
12:57 |
سلام به دوستان گرامی
در مدتی که نبودم وبعد بیماریم خیلی از دوستان برام پیام گذاشتند ، از همه ممنونم از دوست عزیزم هم که هر روز برام کامنت گذاشته تشکر خاص میکنم و شرمنده هستم که نتونستم متناسب با محبتشون پاسخ بدم
+ نوشته شده توسط رامین شیروی در سه شنبه نوزدهم مهر 1390 و ساعت
13:37 |
برای آرامش شانه هایت را کم دارم اشکهای من نوازش ترا کم دارد نفس های بریده ام تکرار ترا کم دارد بدون دستهایت کل دنیا را کم دارم
۹۰/۷/۱۵ + نوشته شده توسط رامین شیروی در جمعه پانزدهم مهر 1390 و ساعت
22:37 |
قلب بيمار من اينجا تنهاست گويي مدتي هست كه بدنيا مديون است ثانيه ها ازطپشش جا ماندند چه تند ميكوبد بر تن گويي فهم اين معنا سخت است سالهاست که در خواب است اين اسقاطي !
۹۰/۵/۱۶
+ نوشته شده توسط رامین شیروی در چهارشنبه نوزدهم مرداد 1390 و ساعت
17:19 |
قامت رنجور م خسته از رویا ی توست
تن تب دار من گواهی از حقیقت توست
حس فردا های من انتظار بودن توست
آرزوی قلب تنهای من دیدن روی توست
۹۰/۳/۲۷
+ نوشته شده توسط رامین شیروی در جمعه بیست و هفتم خرداد 1390 و ساعت
14:9 |
دریافتم که بودن فقط بخاطر توست دلیل پر کشیدن تنها بهانه توست برای پرواز من وسیله دستان توست طپیدن قلب من دلیل بودن توست
۵/۲/۹۰ + نوشته شده توسط رامین شیروی در دوشنبه پنجم اردیبهشت 1390 و ساعت
11:6 |
هوا هوای غربت است جان شیرین تلخ است اینجا نگاه منتظر تنگ است اینجا برای دیدنت سرد است اینجا برای زندگی مرگ است اینجا
۸۹/۱۱/۹ + نوشته شده توسط رامین شیروی در شنبه نهم بهمن 1389 و ساعت
14:14 |
+ نوشته شده توسط رامین شیروی در پنجشنبه هجدهم آذر 1389 و ساعت
17:9 |
|
|